دوره 20، شماره 2 - ( 1434 )                   جلد 20 شماره 2 صفحات 100-83 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبایی
2- دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبایی
چکیده:   (12636 مشاهده)
نقد ادبی در مسیر رو به پیشرفت خود،  با رویکردهای متعددی مواجه شد؛ این رویکردها با نگاه بلاغی، اجتماعی و روانشناسی و با چارچوبی بافت محور آغاز و تا رویکرد ساختارگرائی و پساساختارگرائی نظیر:  نشانه شناسی و ساختارشکنی و ... با چارچوب فرامتنی امتداد یافت. اما ساختارگرائی،  یکی از مهم ترین رویکردهای توصیفی نقد ادبی است که ناقد در آن،  به دور از هرگونه متعلقات خارجی تنها به ساختار متن و سطوح مختلف آن نظیر: سطح آوائی، ساختاری، و معنائی و نیز تعیین تقابلات دوگانه میان واژه ها رو می کند چه این تقابلات،  نوعی تضاد و جدائی را سبب می شوند که ادیب واجد آن در میان دو جهان متضاد است. با این مقدمه، مقاله حاضر برآن ا ست تا ساختار موسیقائی درونی شعر ابن فارض را در پرتو ساختارگرائی صورت گرای ادبی بررسی کرده و از نیروی تلقینی آن پرده بردارد. موسیقی درونی شعر ابن فارض، در صنعت تکرار، خوشه های صوتی/ هم صدائی، و تقابل های دوگانه و قابلیت بیانی این تقابلات در تصویر عواطف شاعر نمود یافته است. در گردآوری این مقاله،  از روش استقرائی،  و مطالعات کتابخانه ای و مستندات استفاده شده است. ماحصل این خوانش، آن است که ساختار موسیقائی با نگرش درونی شاعر هماهنگ می باشد. این هماهنگی،  در تکرار واج ها همراه با صفات و مخارج حروف شان نمایان شده تا بیانگر معانی پنهان در شخصیت شاعر باشد. جملات نیز، علیرغم ساختارهای مختلف خود، از طریق تکرار بعضی از حروف و کلمات با ژرف ساخت متن انسجام یافته است. هم چنین، تقابلات دوگانه برخی واژه ها در اغلب انفاس شعری شاعر کاملا مشهود است.
متن کامل [PDF 232 kb]   (7866 دریافت)    

دریافت: 1391/4/24 | پذیرش: 1391/12/26 | انتشار: 1392/6/1

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.