<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Ø®Ø¯Ø§Ø¨Ø§ÙØ±Û ÙØ·Ø±Û Ø¯Ø± ØªØ±Ø§Ø²ÙÛ ÙÙØ¯</ArticleTitle>
<VernacularTitle>فطریه الإعتقاد بالله: دراسه نقدیة</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>16</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19589</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد رسول</FirstName>
					<LastName>آهنگران</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه قم</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد رسول</FirstName>
					<LastName>آهنگران</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>از نقطه نظر بسیاری از عالمان و صاحب نظران علوم اسلامی، مسأله خداباوری امری فطری است. شهرت این نظریه بیشتر به خاطر دلایل نقلی فراوانی است که در آغاز تصور می شود که مراد از آن فطری بودن خدا باوری است چنان که از دیرباز در کتب روایی بابی مربوط به این جهت وجود داشته و دارد.
در این مقاله ملاحظه می گردد که خدا باوری نه فطری به معنای احساسی است و نه به معنای ادراکی چرا که هیچ کدام از معیارهای فطری احساسی تمام نیست همانطور که فطری ادراکی بودن هم به خاطر نیازمندی به کندوکاو عقل برای تصدیق رد شبهات، قابل قبول نیست و این در حالی است که مفهوم خدا در مرحله تصور نیازمند دقت و بررسی فراوان است که این ثابت می کند مفهوم مزبور جزو مفاهیم نظری است . با این تفاصیل مشخص می گردد که مراد از دلایل نقلی هم آنچه که در ابتدا به نظر می رسد، نمی باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">تعتبر مسأله الإعتقاد بالله فی رأی کثیر من علماء المسلمین مسأله فطریة. و سبب شهره هذا الرأی هو وفره الأدله النقلیة، و التی یفهم منها هذا المعنى فی بادئ الأمر. فقد خصصت الکتب الروائیه قدیما بابا تحت هذا العنوان. و فی هذه المقاله سوف نلاحظ أن هذه المسأله لیست أمرا فطریا لا بالمعنى الجبلی و لا بالمعنى الإدراکی؛ و السبب فی ذلک أن جمیع معاییر المعنى الأول لیست تامه کما أن الفطریه بالمعنى الثانی لیست مقبوله لأنها بحاجه إلى بحث عقلی للتصدیق و رد الشبهات، مع أن مفهوم الله فی مرحله التصور بحاجه إلى دقه و بحث کثیر و هذا ما یدل على أن هذا المفهوم هو من المفاهیم النظریة. و من هنا یتبین أنه لیس المراد من الأدله النقلیه هو ما یظهر منها فی الوهله الأولى.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الفطرة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الجبلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الفطریات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الأولیات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الإعتقاد بالله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فطرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جبلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بدیهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اولیات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اعتقاد به خدا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19589_3d1c6927ef0c8ca62b7729e4b562131b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ØªØ‌ÙÛØ§Øª ÙÚ©Ø§Ù Ø¯Ø± Ø´Ø¹Ø± Ø¹Ø²Ø§ÙØ¯ÛÙ Ø§ÙÙÙØ§ØµØ±Ø©</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تجلیات المکان فی شعر عزالدین المناصرة</VernacularTitle>
			<FirstPage>17</FirstPage>
			<LastPage>31</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19590</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رقیه</FirstName>
					<LastName>رستم پور</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه الزهراء</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رقیه</FirstName>
					<LastName>رستم پور</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه الزهراء</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>از بارزترین ویژگی های متون شعری معاصر به ویژه شعر فلسطینی حضور مکان با رویکردها و اهداف گوناگون و نحوه تعامل و برخورد شاعر با این عنصر است، شاعر معاصر فلسطینی با کاربرد انواع مکان اعم از دور و نزدیک عربی و غربی، محل زندگی یا تبعید افق جدیدی به روی شعرش باز کرده و کارکرد آن را در شعر خود تجربه می کند. هدف شاعر از این گونه کارکرد، معرفی خود و فراخوانی میراث قدیم و تأمل و اندیشه در وضعیت کنونی جامعه و روزگار خود می باشد.
عزالدین مناصره از جمله شاعران به نام فلسطین است که عنصر مکان از جایگاه خاصی در شعرش برخوردار است اغلب شعر او سرشار از ذکر شهرها و جایگاه ها و اماکنی است که در آن زندگی کرده و یا از آن دیدن نموده است. فضای شعری این شاعر فلسطینی را چهره و تصویر اماکن فلسطینی و عربی و حتی اروپایی پر کرده تا جایی که هیچ قصیده ای خالی از ذکر مکان نیست. گاهی نیز زمان و مکان پیوندی محکم در قالب ساختار زمان - مکان در اشعارش پیدا می کند.
این مقاله درصدد است ضمن نگاه اجمالی به تصویر و تجلیات مکان در شعر مناصره به نحوه تعامل و برخورد وی با مکان و به کارگیری فنی آن بر اساس دیوان دوجلدی و آخرین مجموعه ی شعری وی بپردازد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">لعل من أبرز ممیزات بنیه النص الشعری العربی المعاصر خاصه الفلسطینی، حضور عنصر المکان بأشکال و أهداف مختلفه و تعامل الشاعر معه. حیث انفتح الشاعر الفلسطینی المعاصر علی الأمکنه المتعددة، قریبه أو بعیدة، عربیه أو غربیة، عاش بها أوزارها، و أخذ یتواصل معها و یعبر عنها. و ذلک من أجل التعبیر عن الذات و استحضار التراث و التأمل فی الحاضر. 
یعد عزالدین المناصره من الشعراء الفلسطینیین الذین سیطر المکان علی نصوصهم الشعریه إذ دار معظم شعره حول الأمکنه بما فیها المکان الفلسطینی و العربی و الغربی حیث لاتخلو قصائده من فضاء المکان و صوره المکان و هو مبدع شعریه المکان. کما أن الزمان و المکان یتداخلان فی بنیه قصائده الشعریة. 
یستهدف هذا البحث خلال المنهج الوصفی – التحلیلی، إطلاله عامه علی صوره المکان عند المناصره و بیان تجلیاته و کیفیه تعامل الشاعر و تواصله مع المکان و ذلک علی أساس أعماله الشعریه التی طبعت 2006 م فی مجلدین والمجموعه الأخیره التی نشرت 2009م.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">المکان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عزالدین المناصرة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الشعر الفلسطینی المعاصر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">المنفی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الوطن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الزمکانیة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عزالدین مناصره</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شعر معاصر فلسطین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تبعیدگاه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وطن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زمان/ مکان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19590_6b7d24fd9a098d52b53fcc2cbd168789.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Ø´Ø®ØµÛØª Ø²Ù Ø¯Ø± Ø§Ø¯Ø¨ÛØ§Øª ÙØ¹Ø§ØµØ± Ú©ÙÛØª
(Ø¨Ø§ Ø¨ÙØ±Ù Ú¯ÛØ±Ù Ø§Ø² Ø¯Ø§Ø³ØªØ§Ù ÙØ§Ù ÙÛÙÙ Ø§ÙØ¹Ø«ÙØ§Ù)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شخصیه المرأه فی الأدب الکویتی الحدیث (قصص لیلى العثمان نموذجاً)</VernacularTitle>
			<FirstPage>33</FirstPage>
			<LastPage>46</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19591</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>ذوالقدر</LastName>
<Affiliation>دکتراى زبان و ادبیات عرب از دانشگاه وین اتریش، استاد زبان عربی در دانشـگاه امام صادق (ع)، واحد خواهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>زنان در کشور کویت همگام با مردان به انواع نوشته هاى ادبی دست زده و در کنار داستان و رمان نویسى به مباحث ادبى و اجتماعى توجه نموده اند. آنان در ادبیات به موضوعات تازه ى که لازمه ى تحول اجتماعى بوده پرداخته اند. از آنجا که در آستانه ى عصر ادبیات نوین تحولى اساسى در هنر داستان نویسى رخ نموده که با تغییر وضعیت اقتصادى، و اجتماعى و آموزشى زنان همراه بوده است. در نتیجه داستان به عنوان یک ابزار و وسیله ى تعبیر براى اثبات هویت ادبى زن مطرح شد، و داستان زنان به طور کلى از چارچوب مشکلات و درد و رنج آنان خارج نشده و همواره سعى نموده که واقعیت را اظهار نماید، و کمبودها و کاستى هاى موجود در بافت جامعه را که به طور عملى درافزایش ظلم به زن نقش اساسى داشته است به تصویر بکشد. در برهه اخیر پژوهشگران، ادبیات زنان را مورد نقد و بررسى قرارداده اند، ولى این ادبیات در کشورکویت و به رغم نقش فعالى که زنان در عرصه ادبیات داشته اند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
بحث حاضر درابتدا به مفهوم زن و ادبیات به طوراجمال اشاره مى نماید و ما را ازتاریخچه فعالیت بانوان کویتى درزمینه داستان نویسى آگاه مى سازد، و سپس با ذکر نمونه هایى از داستان ها و رمان هاى نویسنده ى بزرگ کویتى «لیلى العثمان»، به بررسى و تحلیل شخصیت ها و مباحث مطرح شده در آن ها مى پردازد، و در ادامه نیز دیدگاه این نویسنده را از ماهیت زن و نقش او در زندگى بیان مى کند. در انتها نتیجه مى گیرد که این داستانها در درجه اول به پاره اى از ارزش ها و سنت هاى ویژه که اوضاع جامعه آن را موجب مى سازد وابسته است، و سپس به ایستادگى، مقاومت و سرکشى در برابر سرنوشت اسفناک که براى زنان کویتى رقم خورده است اهتمام مى ورزد. بنابراین دغدغه ها و مشکلات زنان نه تنها هدف اصلى بلکه محور اساسى تمامى داستان هاى زنان کویت باقى مى ماند. 
شیوه بحث توصیفى تحلیلى است و از آثار لیلى العثمان و برخى از پژوهشگران و منتقدان در این زمینه بهره مى برد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">لقد مارست المرأه الکویتیه مختلف أنواع الکتابه الأدبیة، حاذیه حذو الرجل، محاوله الإسهام فی کل حقل، فکتبت الدراسات الأدبیه و الإجتماعیه إلى جانب محاولاتها. الروائیه و القصصیة، فانعکس فی أدبها ما طرأ من قضایا بالنسبه للمرأه نتیجه للتطور الإجتماعی الحاصل. هذا و قد حدث فی مطلع العصر الأدبی الحدیث تحول جذری فی فن القصة، و افق التحول فی و ضع المرأه الإقتصادی و الإجتماعی و دخولها فی معترک التعلیم و الأدب فجاءت القصه و سیله تعبیر أخرى لإثبات الذات الأدبیه للأنثى، و لم تخرج القصه النسویه الکویتیه فی غالبیتها عن إطار هموم المرأه و معاناتها، فحملت على تصویر الواقع و إبراز مواطن الخلل فی الترکیبه الإجتماعیه التی أسهمت فعلیاً فی زیاده الظلم اللاحق بها. و قد اعتنى النقاد فی الأونه الأخیره بالأدب النسوی من حیث و اقعه و قضایاه، و لکن الأدب النسوی فی الکویت و على رغم ما قدمته المرأه من إنتاج و فیر لم یحض باهتمام کبیر.
الدراسه هذه تذکر فی البدء بعض التعاریف حول مفهوم الأدب النسوی و تطلعنا على تاریخ القصه النسویه فی الکویت، و من ثم تتناول الشخصیات و المواضیع و الجوانب المطروحه فی القصه النسویه مـن خلال دراسه و تحلیل بعض قصص و روایات الکاتبه الکبیره لیلى العثمان و تبین مفهومهاً للأنثى و عالمها و دورها فی الحیاة. و أخیراً تستنتج بأن هذه القصص ترتبط بالدرجه الأولى بمجموعه قـیم و تـقالید خاصه تفرضها أوضاع المجتمع و من ثم تعتمد على التمرد ضد المصیر المأساوی الذی کتب للمرأه الکویتیة، لذا فإن همومها و و اقعها یبقى نقطه الهدف بل المحور الأساسی فی القصه النسویه الکویتیة.
أما المنهج المتبع فهو المنهج التحلیلی ـ التوصیفی الذی یعتمد على إنتاجات لیلى العثمان و الدراسات المتصله بهذا المجال.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الأدب الکویتی المعاصر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">القصه النسویة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لیلى العثمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شخصیه المرأه الکویتیة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات معاصر کویت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">داستان زنان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شخصیت زن کویتی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19591_4d3515f670beb14cc76159cd3881151b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Ø‌Ø¯Ø§Ù Ø¨ÛÙ Ø­Ù Ù ØªÚ©ÙÛÙ Ù Ø­ÙØ¸ ÙØµØ§ÙØ­ Ø§Ø‌ØªÙØ§Ø¹Û
Ø¯Ø± ÙØ³Ø¦ÙÙ Ø´ÙØ§Ø¯Øª Ø²ÙØ§Ù</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جدال بین الحق و التکلیف، و حفظ المصالح الإجتماعیة فی مسأله شهاده المرأة</VernacularTitle>
			<FirstPage>47</FirstPage>
			<LastPage>61</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19592</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فریبا</FirstName>
					<LastName>حاجیعلی</LastName>
<Affiliation>استادیار در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی و عضو هیأت علمی گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه الزهراء</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>جدال بین حق و تکلیف و حفظ مصالح اجتماعی
در مسئله شهادت زنان</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">قدْ طُرحَتْ عده أدله لتبریر عَدم المساواه بین شهاده المرأة، و شهاده الرّجل. منها: أنَّ الشّهادةَ فی الأساس نوعٌ من التّکلیف و لیستْ حقاً، و بناءً علی هذا یکون عدم إعتبار شهادَتها إعفاءًا لها من أداء التّکلیف، و تخفیفا علیها، و لیس إضاعةً لحقوقها، و الحقّ أنَّ الشّهاده لیستْ حقاً و لاتکلیفاً. بل هی من المصالح النّوعیّه التّی إعتبرها الشّارعُ المقدّس طریقاً لإحقاق الحقّ، حیث تؤدّی إلی نیل الأهداف الإنسانیّه السامیة، کما إعتبرها، کبَقیّه الامارات، سبیلاً إلی إثبات الدّعوی، و بیّنه تُفید الظّنَّ النّوعی فی مجال تمییز المواضیع، لهذا جعلَ الشّارع المقدّس حُجیّه هذه الأماره و معیار إفادتها للظن إستِنادًا إلی العُرف و إتباعاً لسیره العُقلاء. و بناء علی هذا إذا أُحرز کونُ شهاده المرأه طریقاً إلی الواقع، فلایوجد - فی مجال الکشف عن الحقایق - تفاوتٌ و اختلاف بین شهاده المرأه و شهاده الرجل. و هذا الحکم العُرفیّ فی الوقت الحاضر هو – علی أقل تقدیر- أمرٌ لا یمکن إنکاره أو التّغافل عنه؛ لأننا إذا أخذنا بعین الأعتبار نُضج المرأه فی مختلف المجالات الإجتماعیّة، فإننّا نجد أنّ هذا النضج المختلف الأبعاد یحرز إفاده الظّن القوی فی مجال صحّه إعطاء الرّأی و القدره علی التمییز بین المواضیع المختلفة.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">المصلحة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الحق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">التکلیف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">المرأة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الشهادة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مصلحت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تکلیف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شهادت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19592_3b7fa12d7dcf324695af9af0f2523e2a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Ø¨Ø±Ø±Ø³Û «ÙØ¹Û» (Ø®Ø¨Ø± Ø±Ø³Ø§ÙÛ ÙØ±Ú¯) Ø¯Ø± ÙØ±Ø«ÛÙ Ø§Ø³ÙØ§ÙÛ</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دراسه «المَنعیَ أو النعی» فی المرثاه الإسلامیة</VernacularTitle>
			<FirstPage>63</FirstPage>
			<LastPage>80</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19593</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید حیدر</FirstName>
					<LastName>شیرازی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس، بوشهر</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>یکی از مهم ترین عناصر فن مرثیه، عنصر «نعی» یعنی اعلان فوت(خبر رسانی مرگ ) افراد است که در وحی الهی وادبیات منظوم، از اهمیّت ویژه ای برخوردار است و نظر به اینکه موضوع «نعی»به طور مستقل در نزد ناقدان مورد بررسی قرار نگرفته، لذا از نظر اصطلاح، تعریف جدیدی برای آن ارائه شده است تا محدوده ادبی «نعی»در فن رثاء نسبت به عناصر دیگر آن یعنی (ندبه: بیان اندوه ومویه سرائی؛ تأبین: مدح وستایش متوفّی، تعزیه: ابراز همدردی وعرض تسلیت به صاحب مصیبت) بیشتر تبیین گردد. در بخشی دیگری از این گفتار به دلیل مشابهت هایی که بین نعی گزنده در فن مرثیه و فن هجاء از نظر مضمون، وجود دارد، به بیان مرز تفاوت بین این دو فن از فنون شعری پرداخته شده است. همچنین در یک بررسی موضوعی از قرآن کریم، و تقسیم بندی کلی، «نعی» به سه دسته نعی تقبیح کننده، نعی ستایش کننده، و نعی بی طرفانه تقسیم شده، و برای هریک، نمونه هایی از کتاب خدا بیان گردیده ، وبه برخی از نکات مثبت تربیتی واخلاقی آن نیز اشاره شده است.
در بخش دیگری از این گفتار، «نعی» در ادبیات منظوم اسلامی، به دو نوع تقسیم شده است که عبارتند از: خبر رسانی از مرگ خود، خبر رسانی ازمرگ دیگران. که در هر یک از این اینها خبر رسانی به دو گونه مطرح شده است: برخی، از سالها پیش با علم غیب(یقین) از مرگ خود ویا دیگران مرثیه می گویند که این ویژه بندگان صالح خداوند است و برخی هنگام فرارسیدن مرگ و ظهور آثار ونشانه های حتمی آن، به خبر رسانی از مرگ در مرثیه می پردازند مانند بسیاری از شاعرانی که برای خویش مرثیه سرائی کرده اند، وبرای آن نمونه هایی از اشعار شاعران متعهد ذکر شده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">إنّ «المَنعیَ أو النعی» - أی إظهار خبر الموت - من الصور(العناصر) المهمّه فی فنّ الرثاء خاصه أنّ له دور ممیّز فی الوحی المنزل وفی أدب الشعر. وبما أنّ المنعی لم یکن موضع دراسه مستقلّه لدی النقّاد، فإننا سنقدم للنعی تعریفاً اصطلاحیّاً جدیداً لیکون إطاره أوضح وأکثر تمییزاً فی فنّ الرثاء من بین سائر العناصر(الندبة: بیان الحزن وبکاء المیت بتوجع، والتأبین: الإشاده بمناقب المیت، والتعزیة: طلب الصبر والتسلی لصاحب المیت). کذلک أوردنا بحثاً آخر فی تحدید الفارق بین النعی فی الرثاء الساخر والهجاء لما فیهما من الوجوه المشترکه فی المضمون. کذلک قسّمنا النعی - فی دراسه موضوعیه للقرآن الکریم - إلی ثلاثه أقسام رئیسیّه وهی: النعی المشنّع، و النعی المشید، و النعی المحاید و ضربنا لکل منها امثلته من القرآن الکریم و أشرنا فیها إلی بعض الإیجابیات الأخلاقیه و التربویة. و وزّعنا النعی - فی دراسه أخری للأدب الشعری الإسلامی - إلی ضربین هما: نعی النفس ونعی الغیر؛ وفی کلّ منهما ناقشنا الموضوع فیمن ینعی نفسه أو غیره إنباءاً عن الغیب بسنین، وهذا دأب عباد الله الصالحین، و فیمن لا ینعی نفسه أو غیره فی رثائه إلاّ بإشرافه علی موته وظهور ملامحه کدأب معظم الشعراء فی رثاء أنفسهم، و تمثّلنا فیها بما أنشده شعراء هادفون و ملتزمون.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الشعر العربی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شعر عربی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الأدب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الرثاء</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">النعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">المیّت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نعی(خبر رسانی مرگ)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرثیه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19593_0c898e44d210fe2d268f4ef11b19542d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Ø¶Ø±Ø¨ Ø¢ÙÙÚ¯ Ø¯Ø± Ø®Ø·Ø¨Ù ÙØ§Û ÙÙØ‌ Ø§ÙØ¨ÙØ§ØºÙ</ArticleTitle>
<VernacularTitle>الإیقاع فی خطب نهج البلاغة</VernacularTitle>
			<FirstPage>81</FirstPage>
			<LastPage>99</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19594</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نصرالله</FirstName>
					<LastName>شاملی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبان وادبیات عرب دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جمال</FirstName>
					<LastName>طالبی قره قشلاقی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان وادبیات عرب دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>خطبه های نهج البلاغه از نظر ظاهری حاوی تکنیک های فنی زیبایی است، که با معنی و مفهوم آن ها هماهنگی و سازگاری دارند. این تکنیک ها منجر به ایجاد حالات ضرب آهنگین با گام های موسیقایی زیبایی شده است که انسان با خواندن آن آرامش یافته و لذت و جمال موجود در آن را می یابد. این پدیده از قدرت و توانایی امام علی (ع) در گزینش کلمات و پیوند و هماهنگی حروف و حرکات آن ها ناشی می شود.
در خطبه های نهج البلاغه ضرب آهنگ های موسیقیایی متعددی را می بینیم که از ویژگی های صوتی الفاظ و نحوه ترکیب آن ها در جملات ناشی می شود. امام علی(ع) با اسلوبی استوار ضرب آهنگ را برای تقویت کیفیت تعبیر و بهره مندی از زیبایی بیان به کار گرفته است، و در این کار اغراض دینی را با اغراض فنی در آمیخته است. امام در خطبه هایش تناسب اصوات و همخوانی آن ها را برای ترسیم صور معانی در خیال و تحریک عواطف و احساسات مخاطبان به کار گرفته است. 
مقاله حاضر ضرب آهنگ در خطبه های نهج البلاغه را از خلال تجمعات صوتی، تکرار حروف و کلمات، هم آوایی صداها، توازن بین جملات، سجع، جناس و تقابل بررسی کرده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">تحتوی خطب نهج البلاغه للإمام علی(ع) على أسالیب فنیةٍ جمیلةٍ من حیث شکلها الظاهری و هی تتلاءم مع ما تحوی من معانٍ.هذه الأسالیب أدّت إلى تألیف إیقاع ذی سلالم موسیقیةٍ تستلذّها الأسماع و ترتاح لها النفوس عند قراءتها و تجد متعةً و جمالاً و تجری على الألسنه بخفةٍ و رشاقةٍ لما فی کلمات الإمام من تلاؤم فی الحروف و الحرکات. تناولها فیما یلی موضوع الإیقاع فی خطب نهج البلاغه من خلال سبعه مواضیع: الإیقاع الناتج من التجمعات الصوتیه - الإیقاع الناتج من التکرار- الإیقاع الناتج من تجانس الأصوات - الإیقاع الناتج من التوازن بین الجمل - الإیقاع الناتج من السجع - الإیقاع الناتج من الجناس - الإیقاع الناتج من التقابل .</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الأدب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الإیقاع</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نهج البلاغة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">النثر العربی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الموسیقى</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نثر عربی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نهج البلاغه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ضرب آهنگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آهنگ و موسیقی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19594_b500a92764c137e68f3d66a7941b3319.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ØªØ­ÙÛÙ Ø‌ÙÚ¯ ÙØ§Û Ù¾ÛØ§ÙØ¨Ø± (Øµ) Ø¨Ø§ Ú©ÙØ§Ø±</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دراسه تحلیلیه لحروب النبی الأکرم (ص) ضد أعدائه</VernacularTitle>
			<FirstPage>101</FirstPage>
			<LastPage>113</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19595</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی اکبر</FirstName>
					<LastName>علیخانی</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در این مقاله، بدون توصیف تاریخی، به تحلیل جنگ های پیامبر اسلام(ص) در مقابل بت پرستان پرداخته می شود. مقاله دارای دو بخش اصلی است. ابتدا با یک نگاه کلی، ابعاد، ساختار و ماهیت جنگ های پیامبر اکرم(ص) بررسی شده اند و در بخش دوم، جنگ های مهم آن حضرت مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. 
نتایج مقاله نشان می دهد که در مجموع تعداد کشته های دو طرف در تمام جنگ های پیامبر(ص) با کفار و مشرکان کمتر از پانصد نفر بوده است، ضمن اینکه تمام جنگ های پیامبر(ص) دفاع بوده اند و هیچ موردی نمی توان یافت که پیامبر اکرم(ص) آغازگر جنگ باشد. نکته دیگر اینکه پایبندی به جنبه های اخلاقی و انسانی از سوی پیامبر اکرم(ص) و مسلمانان بسیار بارز است، علاوه بر عطوفت، رحمت و بخشش نسبت به دشمنان سایر اصول و قواعد بشر دوستانه مانند عدم تعقیب فراریان، تعرض نکردن به اسیران، عدم تعرض به مجروحان، عدم تعرض به زنان، کودکان و پیران، وارد نشدن به خانه ها و خیمه های مردم و .... همیشه مورد توجه مسلمانان بوده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">تم التطرق فی هذا المقال إلی تحلیل حروب النبی (ص) ضد عبده الأصنام دون وصف تاریخی لها. للمقال قسمان رئیسیان: فی البدایه تمت دراسه أبعاد و بنی و حقیقه حروب النبی الأکرم (ص) و فی القسم الثانی تمت مناقشه الحروب الهامه لسیدنا محمد (ص). تدل نتائج المقال علی أن عدد القتلی من الجانبین فی جمیع هذه الحروب التی خاضها النبی مع الکفار و المشرکین لم یتجاوز الخمسمائه قتیل. و قد کانت ذات طابع دفاعی و لا نجد حتی حاله واحده بدأ النبی فیها شراره الحرب. بالإضافه إلی التزام النبی (ص) و المسلمین بالجوانب الأخلاقیه و الإنسانیة، فلم یکتف المسلمون بالعطف و الرحمه و العفو بل التزموا باقی الأصول الإنسانیه کعدم مطارده الهاربین و عدم التعرض للأسری و المجروحین و النساء و الأطفال و عدم اقتحام بیوت الآخرین و ماشابه ذلک.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الفکر السیاسی الإسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اندیشه سیاسی اسلام</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الحرب والسلام</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حروب النبی(ص)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الحقوق الإنسانیة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الإسلام و العنف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنگ و صلح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنگ های رسول الله(ص)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقوق بشر دوستانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسلام و خشونت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19595_b9e92436b87beca07909fcf332a30b2a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Ø®Ø· Ù Ø®ÙØ´ÙÙÛØ³Û Ø¯Ø± ÙØ±Ø´ Ø§ÛØ±Ø§Ù</ArticleTitle>
<VernacularTitle>الخط و الکتابه علی السجاد الإیرانی</VernacularTitle>
			<FirstPage>115</FirstPage>
			<LastPage>128</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19596</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>نیستانی</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>نیستانی</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید مهدی</FirstName>
					<LastName>موسوی کوهپر</LastName>
<Affiliation>2. عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس،</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>امیرحاجلو</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>طرح و نقش در فرش دستباف هر قومی، بیانگر اعتقادات، آیین ها، ارزش ها و حتی داستان ها و اساطیر آن قوم است. گاه نوشتار نیز برای انتقال این مفاهیم به خدمت گرفته شده و طرح را در رسیدن به این هدف یاری داده است.
در این مقاله سعی شده است با نظری اجمالی به سیر تحولات خط و خوشنویسی (از پیدایش خط تاکنون)، نقش خوشنویسی در طرح فرش ایران، از جنبه های مختلف کاربردی و تزیینی مورد بررسی قرار گیرد.
انواع طرح های مورد استفاده در فرش ها نیز به منظور مشخص شدن جایگاه خوشنویسی در هر نوعی از طرح، مورد توجه بوده اند. ضمن این که مضامین نوشته ها، نوع خطوط به کار رفته و ارتباط این دو با هم و هم چنین عوامل اجتماعی و فرهنگی از جمله میزان دانش، صلح و امنیت جامعه و ... نیز بررسی شده اند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">التصمیم و الرسوم علی السجاد الیدوی لکل قوم و طائفة، یعکس المعتقدات، التقالید، القیم و حتی القصص و الأساطیر لذلک القوم و تلک الطائفة. و لکن أحیاناً تستخدم الکتابه لنقل هذه المفاهیم و تلک التصامیم التی تساعد علی الوصول لهذه الغایة.
هذا المقال یقوم و بشکل إجمالی دراسه و بحث سیر تطور الخط و جمالیاته (منذ ظهور الخط و حتی الآن) و کذلک دور الخط الجمیل فی تصمیم السجاد الإیرانی من الجوانب العملیه و التزیینیه المختلفة.
أنواع التصامیم المستخدمه فی السجاد حظیت بالإهتمام البالغ، و ذلک بغیه تعیین و تحدید مکانه الخط فی کل نوع من التصامیم. کذلک فإن فحوی و مضمون المدونات الکتابیة، أنواع الخطوط المستخدمه و علاقتها ببعضها البعض و أیضاً العوامل الإجتماعیه و الثقافیة، بما فی ذلک المستوی العلمی، السلام و أمن المجتمع و غیرها، قد تم بحثها و دراستها فی هذا المقال.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الکتابة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الخط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">المسلة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">السجاد الیدوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تصمیم السجاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خوشنویسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کتیبه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرش دستباف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طراحی فرش</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19596_55fbc366e0beb63e08ffc35e56e44242.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
