<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعة تربية مدرس</PublisherName>
				<JournalTitle>دراسات فی العلوم الانسانیه</JournalTitle>
				<Issn>2383-4269</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ÙØ¹Ø§ÙÛ Ø­Ø§Ø´ÛÙ Ø§Û Ø¯Ø± Ù¾ÚÙÙØ´ÙØ§Û Ú©ÙÙ Ù Ø²Ø¨Ø§Ù Ø´ÙØ§Ø³Û ÙÙÛÙ</ArticleTitle>
<VernacularTitle>الدلالات الهامشیه بین الدراسات التراثیه و علم اللغه الحدیث</VernacularTitle>
			<FirstPage>89</FirstPage>
			<LastPage>106</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">19580</ELocationID>
			
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد هادی</FirstName>
					<LastName>مرادی</LastName>
<Affiliation>استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبایی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سیده فاطمه</FirstName>
					<LastName>سلیمی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترا، زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبایی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		    <Abstract>پژوهش های معناشناختی بر این باور است که کلمات از معانی مشترک وضعی شکل می­گیرند که هدف آن،  اطلاع­رسانی و تبادل اندیشه است سپس این کلمات در سیر تحولات معنایی،  معانی عاطفی فردی را ایجاد می­نمایند تا نقش اثرگذاری و بلاغی زبان شکل گیرد. اگر معانی را مجموعه­ای از شبکه های شعاعی بدانیم،  این مجموعه از یک مرکز و خطوط حاشیه­ای تشکیل می­گردد؛مرکز دایره،  معانی ثابت وضعی را در بر می­گیرد و خطوط جانبی متشکل از سایه ی معناها،  معانی فرعی را به وجود می آورد. این معنا،  زاییده­ی ارزش های عاطفی و عناصر بافت­بنیان در موقعیتی کاربردگرا است. معانی حاشیه ای، ابتکار نوینی به شمار نمی­رود بلکه در پژوهش های کهن فقهی،  اصولی، و به ویژه بلاغی با نام هایی همچون «معنای معنا»، «معنای دوم»، «پیرو» و «ضمنی» وارد شده است و تمامی این اصطلاحات مترادف مصطلحات امروزی همچون هامشی،  إیحائی،  إنعکاسی و حاشیه­ای می­باشد. در این مقاله سعی بر آن است تا مسائل نظری دو دوره مورد واکاوی قرار گیرد:ابتدا به شناخت معانی ثانوی در تقسیم بندی های کهن و معاصر پرداخته سپس نتایجی از آن ارائه می­گردد. مسأله قابل تأمل آنکه در مباحث نظری،  تضاد به چشم نمی­خورد، بلکه تنها نوعی اختلاف سلیقه وجود دارد که به خاطر گرایش های فکری متفاوت است. تمامی پژوهشگران در بیان ویژگیهای بنیادین معانی فرعی با هم اتفاق نظر دارند که می­توان به مواردی اشاره نمود: ارتباط معانی فرعی با عناصر عاطفی، تبلور آن از طریق سیاق زبانی و مقامی و نقش آن در وظیفه اثربخشی. روش کاربردی در این مقاله، توصیفی- تحلیلی است که با استناد به منابع علمی ارائه شده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">أثبتت الدراسات الدلالیه أن الألفاظ تبدأ بالمعانی العرفیه الوضعیة،  هدفها مجرد عملیه التعلیم أو الإبلاغ ثم مرّت علیها التطورات الدلالیه لتکتسب الشحنات العاطفیه الطافحه علی مخیلات فردیه تحقق بها الوظیفه التأثیریه أو البلاغیة. إن الدلالات-إذا افترضناها فی بنیه دائریة- تتشکل من مجموعه الدوائر المتحده المرکز و المختلفه الحدود فمایتکّون منها أولاً یعتبر دلالات مرکزیه ثابته تنتج فی مقام الوضع وماتشکل هاله محیطه بالمعنی المرکزی من ظلال معنویة،  تسمی دلالات هامشیه من نتاج القیم التعبیریه و السیاقیه فی مقام التخاطب. و أما الدلالات الهامشیه فلیست مفهوما مستحدثا بل وردت فی الحقول التراثیه الفقهیه و الأصولیه و خاصه البلاغیه بتسمیات مختلفه کـ&quot;معنی­المعنی&quot; أو &quot;المعانی الثوانی&quot; أو&quot;التابعة&quot; أو&quot;الضمنیة&quot; و هذه کلّها مرادفه لمصطلحات حدیثه نحو&quot;الهامشیة&quot; أو &quot;الإیحائیة&quot; أو&quot;الانعکاسیة&quot; أو&quot;الحافّة&quot; و مایهمنا فی هذا المقال هو تقدیم نماذج تنظیریه مایؤید أقوال الفریقین مرکّزا مسار البحث علی عده محاور من تحدید مصطلحاتها و تعاریفها و أنواعها ضمن الدراسات الدلالیه قدیماً و حدیثاً ثم المقارنه و التحلیل لإصدار النتائج. تجدر الإشاره إلی أن الاختلاف فی الرؤی التنظیریة،  هو اختلاف تنوع لا تضاد یقوم علی التزاید فی تبویب الدلالات و تعدد المصطلحات بحسب المناهج الفکریه المختلفه فحسب ولکن کلها تشترک فی المیزات الأساسیه للدلالات الهامشیه کصلتها بالعناصر العاطفیه و تبلورها ضمن السیاقات المقالیه و المقامیه فی مقام تخاطبی و أدائها بالوظیفه التأثیریه و أما المنهج المتبّع فی هذا المقال فهو المنهج التوصیفی- التحلیلی مستعیناً بالکتب و المقالات العلمیة.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الاستدعاء</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الدلاله الحافّة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">العاطفة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الإیحاء</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">القرائن السیاقیة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عاطفه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دلالت إلقائی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قدرت تداعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیاق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معانی حاشیه ای</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">(ثانوی)</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://aijh.modares.ac.ir/article_19580_741adf496ee8c2d3e8c864e9567211af.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
